معنی ول شدن
6 بازدید
[ وِ شُ دَ ] (مص مرکب) در تداول، آزاد شدن. رها شدن. || افتادن چیزی از دست. || سرگردان و ولگرد شدن. || سقوط کسی یا چیزی (از بالا به پائین). (از فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده).
کلمات همقافیه با «ول شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر