معنی ول دادن
6 بازدید
[ وِ دَ ] (مص مرکب) رها کردن. آزاد کردن. آزاد گذاشتن. - ول دادن صدا؛ در تداول، آواز خواندن. سر دادن صدا. دادوبیداد کردن. آواز برآوردن. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده). - ولش دادن؛ در تداول، ول دادن. (لغات عامیانهٔ جمال زاده). رجوع به ول دادن شود. || آزاد کردن کسی از زندان.
کلمات همقافیه با «ول دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر