معنی ول

معنی ول

6 بازدید
[ وِ ] (اِ) شکوفه عموماً و شکوفهٔ انگور خصوصاً، و آن را به عربی فقاع الکرم خوانند. (برهان) (از آنندراج). || گل. (انجمن آرا از مجمع الفرس) (آنندراج). وُل در لهجه ها به معنی گل آمده : مسلسل زلف بر رو ریته [ ریخته ] دیری [ داری ] ول [ گل ] و سنبل به هم آمیته [ آمیخته ] دیری پریشان چون کری [ کنی ] آن تار زلفان به هر تاری دلی آویته [ آویخته ] دیری. باباطاهر عریان (از حاشیهٔ برهان قاطع از فرهنگ نظام). و به معنی شکوفه نیز فرع همین معنی است. || در تداول لهجه های جنوبی کنایه از معشوق است : ول من شهربانو نام داره به دستش شاخهٔ بادام داره.؟
[ وِ ] (ص) رها. سرخود. آزاد. غیرمقید. مطلق العنان. - ول دادن؛ رها کردن. سر دادن. - ول شدن؛ رها شدن. - ول کردن؛ رها ساختن. سر دادن. مرخص کردن. || در تداول، سرخود. مطلق العنان. بیکار. عاطل و باطل، و در ترکیب های زیر به کار رود در همین معنی: ولنگار، ولگرد، ولخرج، ولگو. (یادداشت مرحوم دهخدا). کسی که تربیتی ندیده و در گفتار و رفتارش مراعات رسوم و آداب نکند. بی تربیت. || بیهوده. (یادداشت مرحوم دهخدا). - حرف ول؛ سخن بیهوده و مزخرف. - شل و ول؛ چیزی سست و غیرمحکم. - || شخص بی حال و عاری از چابکی و چالاکی. - ول بار آمدن؛ سرخود بار آمدن. - ول گفتن؛ سخنان بی بندوبست و بی ترتیب و بیهوده گفتن. - ول معطل بودن؛ در تداول، بیهوده انتظار کسی یا چیزی را کشیدن. - ول و ویلان؛ رها و آزاد و افسارسرخود و بی تکلیف و سرگشته و بی جا و مکان. (لغات عامیانهٔ جمال زاده). || (اِ) در تداول لهجه های جنوبی ایران به معنی شتر است.

کلمات هم‌قافیه با «ول»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ول» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید