معنی ولادة
6 بازدید
[ وَلْ لا دَ ] (ع ص) مبالغه است والده را، به معنی بسیار زاینده: صحبة فلان ولاّدة الخیر. (اقرب الموارد).[ وِ دَ ] (ع مص) وِلاد. اِلادة. لِدَة. مولد. زادن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی). زاییدن. (برهان). وضع حمل کردن. (اقرب الموارد). ولادت. رجوع به ولادت شود.
کلمات همقافیه با «ولادة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر