معنی ولاد
6 بازدید
[ وِ ] (ع مص) وِلادة. اِلادة. لِدَة. مولد. ولادت. زادن. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). وضع حمل کردن. (اقرب الموارد). زاییدن : کارت این بوده ست از وقت ولاد صید مردم کردن از دام وداد.مولوی. ازبرای دفع تهمت در ولاد که نزاده ست از زنا و از فساد.مولوی.
کلمات همقافیه با «ولاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر