معنی ولادت
6 بازدید
[ وِ دَ ] (ع مص) ولادة. زادن. وضع حمل کردن. زائیدن. (غیاث اللغات): با مسیحی که به تعلیم ودود در ولادت ناطق آمد در وجود.مولوی. زنان باردار ای مرد هشیار اگر وقت ولادت مار زایند از آن بهتر به نزدیک خردمند که فرزندان ناهموار زایند.سعدی (گلستان).
کلمات همقافیه با «ولادت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دت» برای سرودن شعر