معنی وقس
6 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) زنا و هر گناه و بدی که از حد درگذرد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گر. (منتهی الارب). اندک مایهٔ گرگی (ظ: گرگنی یا گری) اشتر که پدید آید. (مهذب الاسماء). || (مص) باز کردن پوست. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || باز کردن پوست از سر ریش. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || ذکر کردن زنا و متهم کردن کسی را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || پراکنده شدن گر در شتران قبل از استحکام آن. (منتهی الارب). گر گرفتن شتر. (تاج المصادر بیهقی) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وقس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قس» برای سرودن شعر