معنی وفتوک
6 بازدید
[ وَ ] (اِ) پوست ببر و یا پلنگ که بر بالای تخت و مسند می گسترند. (ناظم الاطباء). اما کلمه ظاهراً مصحف دفنوک است. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به دفنوک شود.
کلمات همقافیه با «وفتوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر