معنی وفایی
8 بازدید
[ وَ ] (ص نسبی) منسوب به وفاء. || (حامص) وفاداری و صداقت و نمک به حلالی. ضد بیوفایی. (ناظم الاطباء).[ وَ ] (اِخ) از جملهٔ شعرای سلطان مغفور [ سلطان یعقوب خان ] است و شخصی صاحب مروت و وفاست. این مطلع از اوست: جامهٔ ماتمیان خلعت نوروز من است مایهٔ بزم و طرب بخت بدآموز من است. (از مجالس النفایس ص ۳۰۱).[ وَ ] (اِخ) حسین. مؤلف لغت نامه ای به فارسی است.
کلمات همقافیه با «وفایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر