معنی وطأت
6 بازدید
[ وَ ءَ ] (ع، اِمص) وطأة. پایمالی. پاسپردگی. || فشارش. تنگی. گرفتگی سخت : سلطان از عراق متوجه بغداد شد با سپاهی که از وطأت ایشان زمین میلرزید. (فرهنگ فارسی معین از سلجوقنامهٔ ظهیری چ خاور ص ۲۰). || (اِ) جای پا. وطأة. رجوع به وطأة شود.
کلمات همقافیه با «وطأت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أت» برای سرودن شعر