معنی وطأة
5 بازدید
[ وَ ءَ ] (ع اِ) موضع قدم. (از اقرب الموارد). جای قدم. (از منتهی الارب). || (اِمص) تنگی و فشارش و گرفت سخت. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب): اللهم اشدد لنا وطأتک علی مضر؛ ای خذهم اخذاً شدیداً. (اقرب الموارد).[ وَ طَ ءَ ] (ع اِ) راه پاسپردهٔ بسیار مسلوک. (منتهی الارب) (آنندراج). سابله. (اقرب الموارد). راه پاسپرده و لگدکوب شده. (ناظم الاطباء). || مسافران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وطأة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «أة» برای سرودن شعر