معنی وشیعة
6 بازدید
[ وَ عَ ] (ع اِ) خطهای غبار برهم پیچیده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || ماشوره. (منتهی الارب) (آنندراج). چوبی که بافنده بر آن رشته های رنگین پیچد. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). بندک و ماشورهٔ جولاهه. (مهذب الاسماء). || ماکوی بافنده. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || نوالهٔ باغنده. (منتهی الارب) (آنندراج). || خطهای چادر و هر چیزی پیچیده. (منتهی الارب) (آنندراج). || (مص) برآمدن سپیدی موی بر سر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «وشیعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر