معنی وشیع
5 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) سقف خانه. (اقرب الموارد). || شاخ ریزه ها و فدره که بر سقف و بالای پرواره اندازند و گاهی از آن پرده های جوانب نئین سازند و آن را به گیاه یز بندند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || آنچه پیرامون باغ نصب کنند از درخت و خار و نی و جز آن تا درآمدن را منع کند. (منتهی الارب) (آنندراج). آن دیوار که بسازند گرداگرد بوستان از شاخ درخت و جز آن. (مهذب الاسماء). پرچین. چپر. || بوریامانندی که از یزبن سازند. || درختی که خشک گردیده بیفتد. || علم جامه. || چوب سطبر بر سر چاه که آبکش بر آن ایستد. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || ماکوی بافنده. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || خانهٔ نئین که جهت امیر لشکر سازند تا بر وی برآمده بنگرد لشکر را. (از منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وشیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر