معنی وشیق
6 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) وشیقة. گوشت به درازا بریدهٔ خشک کرده یا گوشت یک جوش قدیدکرده جهت توشه. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). گوشت یخنی که به سفر برند. (مهذب الاسماء). ج، وشائق. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «وشیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر