معنی وسیقة
5 بازدید
[ وَ قَ ] (ع اِ) گلهٔ شتران هم سفر، و این در شتر مانند رفقه است در انسان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). فاذا سرقت طردت معاً، مأخوذ من قولهم: وسق الابل؛ اذا طرد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). اشتر که دزدان برانند. (مهذب الاسماء). ج، وسائق. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «وسیقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر