معنی وسیق
5 بازدید
[ وَ ] (ع اِ) باران. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). مطر. (اقرب الموارد). || (مص) راندن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). طرد. (اقرب الموارد). رجوع به وسق شود.
کلمات همقافیه با «وسیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر