معنی ورپر
4 بازدید
[ وَ پَ ] (اِخ) دهی از دهستان بهمئی سرحدی بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان، در ۲۵ هزارگزی جنوب خاوری شوسهٔ باغ ملک. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ اعلا و چشمه تأمین می شود. محصول آنجا غلات، پشم، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «ورپر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پر» برای سرودن شعر