معنی وردة
5 بازدید
[ وُ دَ ] (ع اِ) گلگونی. (از منتهی الارب). رنگ گلی در اسب. (از اقرب الموارد).[ وَ دَ ] (ع اِ) یکی ورد، به معنی گل و گل سرخ. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به ورد شود. || هلاکت: وقع فی وردة؛ ای هلکة. || مؤنث ورد. (منتهی الارب). به معنی اسب گلگون. (اقرب الموارد). رجوع به ورد شود. || (ص) (عشیة ...) شب که افق آن سرخ باشد و در اساس آمده لیلهٔ ورده، شب که دو طرف آن قرمز باشد و این در جدب است. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «وردة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر