معنی وردست
4 بازدید
[ وَ دَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) در تداول، کمک و دستیار. آنکه در زیر دست کسی کمک به کار او کند چون شاگردی و مانند آن. (یادداشت مرحوم دهخدا). کارگری که به مقام استادی نرسیده اما از مرحلهٔ مبتدی بودن نیز گذشته و باید زیر دست استاد کار کند. (فرهنگ فارسی معین). بیشتر به کارگر خمیرگیری که زیر دست استاد (خلیفه) کار میکند اطلاق شود. (فرهنگ فارسی معین از فرهنگ عامیانهٔ جمالزاده). || معاون. یاور. دستیار. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «وردست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر