معنی وردانه
5 بازدید
[ وَ نَ / نِ ] (اِ) وردنه. رجوع به وردان شود. || محور چرخ. (ناظم الاطباء).[ ] (اِخ) نام ناحیتی است به ترکستان و امیر آنجا وردان خدات بوده است. دهی است بزرگ و حصاری بزرگ و استوار دارد. از قدیم باز جای پادشاهان بوده است و قدیمتر از شهر بخاراست و او را شاهپور بنا کرده است. و سرحد ترکستان است. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «وردانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر