معنی ورآمده
5 بازدید
[ وَ مَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) مخمر: خمیر ورآمده. رجوع به ور آمدن شود.
کلمات همقافیه با «ورآمده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر