معنی ورآورد کردن
6 بازدید
[ وَ وَ کَ دَ ] (مص مرکب) برآورد کردن. دیدن به چیزی. دیدن به چیزی بلند از زیر تا بالا یا از بالا تا زیر. (یادداشت مرحوم دهخدا). بنظر دقت نگریستن. || تخمین زدن. رجوع به برآورد کردن شود.
کلمات همقافیه با «ورآورد کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر