معنی ودیعت
5 بازدید
[ وَ عَ ] (از ع اِمص، اِ) ودیعة. امانت. (غیاث اللغات). امانت و زنهار و هر چیزی که به کسی بسپارند و در نزد وی امانت گذارند و با نهادن و سپردن و گذاردن ترکیب شود: ور ودیعت نهند مال یتیم نزد ایشان غنیمت انگارند.ناصرخسرو. بماندم من و ماند عبدالمجیدی ودیعت به یزدان پاکش سپردم.خاقانی. به روشن ترین کس ودیعت سپار که از آب روشن نیاید غبار.نظامی. - ودیعت حیات؛ زندگانی که به منزلهٔ امانتی است از طرف حق تعالی. (فرهنگ فارسی معین). || باران، زیرا که به ابر سپرده شده. || رعیت، زیرا که به پادشاه سپرده شده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ودیعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر