معنی ودیعة
5 بازدید
[ وَ عَ ] (ع ص) مؤنث ودیع. (از اقرب الموارد). || (اِ) زنهار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). چیز به زنهارداده. (یادداشت مؤلف). || امانت. (آنندراج) (مهذب الاسماء) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). چیزی که نزد امین میسپارند. سپرده. (از اقرب الموارد). ج، ودائع. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). امانتی است که نزد غیر سپرده میشود از روی قصد تا او آن را حفظ کند. و فرق میان ودیعه و امانت به عموم و خصوص است. ودیعه خاص است و امانت عام است و حمل عام بر خاص صحیح است و عکس آن صحیح نیست. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و تعریفات سیدجرجانی و رجوع به ودیعت شود.
کلمات همقافیه با «ودیعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر