معنی وثوقالدوله
5 بازدید
[ وُ قُدْ دَ / دُو لَ / لِ ] (اِخ) حسن یا میرزاحسن خان، فرزند میرزا ابراهیم معتمدالسلطنه، از رجال معروف و سیاستمدار مشهور ایران و نیز از زمرهٔ شعرا و منشیان عصر خویش به شمار می رود. تولد او به سال ۱۲۹۰ هـ . ق. است. نخست ادبیات فارسی و عربی را فراگرفت، بعدها به زبان های فرانسوی و انگلیسی نیز آشنا شد. پیش از مشروطیت شغل های مستوفیگری آذربایجان، خالصجات سرکاری را به عهده داشت و پس از مشروطیت به نمایندگی مجلس، وزارت دادگستری، وزارت دارایی، وزارت داخله، وزارت خارجه و وزارت معارف و ریاست وزراء نایل آمد. قرارداد معروف ۱۲۹۸ هـ . ش. (۱۹۱۶م.) را با انگلستان منعقد کرد. وثوق الدوله در سال ۱۳۱۴هـ . ش. به ریاست فرهنگستان ایران نیز نایل گردید. وی چنانکه نوشته شد طبع شعر داشته است و نمونه ای از اشعار او نقل میشود: چون بد آید هرچه آید بد شود یک بلا ده گردد و ده صد شود آتش از گرمی فتد مهر از فروغ فلسفه باطل شود منطق دروغ... نیکبختان راست ابر فرودین زیب بخش ملک و مشاطهٔ زمین تیره بختان راست باران بهار سیل خرمن کوب و برق شعله بار آن یکی چون مرغ پرد بر اثیر درنوردد شش جهت را روی و زیر نه بلا دامی به راهش افکند نه کمند حادثه بر وی تند این یکی آهسته پیماید رهی لغزدش پائی و افتد در چهی این یکی را آب سیل خانه کوب آن یکی را مرکب سهل الرکوب خاک آن را نیشکر بارآورد این یکی را حنظل و خار آورد این یکی را آتش افروزد چراغ بر دل آن یک نهد چون لاله داغ این یکی را باد پیک مژده بر این یکی را حامل رنج و خطر... وثوق الدوله در بهمن ماه ۱۳۲۹ هـ . ش. به سن قریب به هشتادسالگی درگذشت و در قم به خاک سپرده شد. رجوع به تاریخ رجال ایران، مهدی بامداد ج ۱ صص ۳۴۸-۳۵۲، و دیوان حسن وثوق ص ۶۵ شود.
کلمات همقافیه با «وثوقالدوله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر