معنی وایا
5 بازدید
(ص، اِ) مراد و مقصد و حاجت و ضروری. (برهان). بایسته. دروا. دربایست. محتاج الیه. وایه. بایا. نیازی. (یادداشت مرحوم دهخدا): گاه و بیگاه راعی جودت زایران را روا کند وایا. شهاب الدین (از سروری). ملک را ز حرزی که وایا بود نکوتر دعای رعایا بود. امیرخسرو (از سروری). رشته ای زآن نمط که وایا بود خود به خانه درش مهیا بود. امیرخسرو (از فرهنگ شعوری ج ۲ ص ۴۱۱). || گشاده. (برهان).
کلمات همقافیه با «وایا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر