معنی وایافتن
6 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) بازیافتن. (یادداشت های مرحوم دهخدا). دریافتن و ادراک نمودن. (از آنندراج): گفتا خرم از میانه گم بود وایافتنش به اشتلم بود.نظامی. این رشته قضا نه آن چنان تافت کو را سررشته واتوان یافت.نظامی. ز خلق آن چنان برد پیوند را که سگ وانیابد خداوند را.نظامی.
کلمات همقافیه با «وایافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر