معنی واپکیدن
6 بازدید
[ پَ دَ ] (مص مرکب) پوشیدن دهن و یا صورت. || انداختن چیزی از دهن. || تف از دهن بیرون افتادن در وقت حرف زدن. || بیهوده گفتن. (ناظم الاطباء). || به دهن انداختن : گرفته بکف واپکیده چنان که بد دانه و کشته آندم نهان. میرنظمی (از فرهنگ شعوری ج ۲ ص ۱۸).
کلمات همقافیه با «واپکیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر