معنی واپسین

معنی واپسین

6 بازدید
[ پَ ] (ص نسبی) اخیر. آخرین. مؤخر. آخر. (السامی) (آنندراج) (فرهنگ نظام). بازپسین. متأخر. انجامین و آنچه پس از همه باشد. (آنندراج) (فرهنگ نظام). پس. آخر. (شعوری). آخری : واپسین دیدارش از من رفت و جانم بر اثر گر برفتی در وداعش من ز جان خشنودمی. خاقانی. بهر دوباره زادن جانت ز امهات زین واپسین مشیمهٔ دیگر که شبنمی است. خاقانی. واپسین یار منی در عشق تو روز برنایی به پیشین آورم. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۸۲۷). سی سال است که چنان نماز کردم که هر نمازی که گزاردم چنان دانستم که این واپسین نمازهای من خواهد بود. (تذکرةالاولیاء عطار). - تا دم واپسین؛ تا آخرین نفس. تا آخر عمر. (ناظم الاطباء). - دم واپسین؛ حالت نزع. (آنندراج) (فرهنگ نظام). نفس آخر. (ناظم الاطباء): هر کار که می ببایدت کرد بکن کاندر دم واپسین امانت ندهند.عطار. - روز واپسین؛ قیامت. روز پسین : در روز واپسین که سرانجام عمر تست از خشت باشدت کله و از کفن قبا.عطار. - سحر واپسین؛ هنگام پس از سحر. (ناظم الاطباء). - فرزند واپسین؛ ابن هرمة. ابن عجرة. ته تغاری. - واپسین روز ماه؛ سلخ. عاقب. (مهذب الاسماء). - واپسینان لشکر؛ ساقه و دنبالهٔ لشکر. - واپسین همه؛ اسبی که آخر همه می ماند. فسکل. || جماعتی که پشت سر امام نماز خوانند. (شعوری).

کلمات هم‌قافیه با «واپسین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید