معنی واپسی
5 بازدید
[ پَ ] (ص نسبی) آخری. آخرین. واپسین : الهی به فریاد جانم رسی در آن دم که باشد دم واپسی. نزاری قهستانی (از دستورنامه چ روسیه ص ۷۴).[ پَ ] (حامص مرکب) عقب ماندگی : قافله شد، واپسی ما ببین ای کس ما، بی کسی ما ببین.نظامی. شانی از فرهاد و مجنون واپسی دون همتی است در قطار بختیان عشق پیشاهنگ باش.شانی. || به مجاز، ادبار: واپسی است گر فلک با تو بمهر رو کند ورت دهد فزونیی آنهمه نیز اندکیست. ادیب نیشابوری (امثال و حکم ج ۴).
کلمات همقافیه با «واپسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر