معنی واپسرو
5 بازدید
[ پَ رَ / رُو ] (نف مرکب) بازپس رونده، عقب رونده : گفت آن را من نخواهم. گفت چون؟ گفت او واپس رو است و بس حرون. مولوی (مثنوی دفتر ششم چ اسلامیه ص ۵۵۹). و رجوع به واپس رفتن شود.
کلمات همقافیه با «واپسرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر