معنی واشهر
5 بازدید
[ شَ ] (اِخ) جائی است که در ترجمهٔ تاریخ یمینی آنجا که نبرد یسع بن محمّد و عضدالدوله را بازمینماید دربارهٔ آن چنین آمده است : «هزار مرد دیلم از حشم الیسع جدا شدند و به حضرت عضدالدوله پیوستند به ناحیت اصطخر و بعد از آن گروه گروه بر پی ایشان میرفتند تا عامهٔ لشکر او جمله جدا شدند و او با خواص ممالیک و حشم خویش به واشهر آمد و رحل و ثقل فراهم پیچید و به بخارا رفت و عضدالدوله به واشهر شد و مملکت کرمان بتصرف گرفت.» (ترجمهٔ تاریخ یمینی نسخهٔ چاپی ص ۳۱۸). و نیز در تاریخ مزبور در مورد مرگ عضدالدوله چنین آمده است: عضدالدوله در رمضان سنهٔ اثنتین و تسعین و ثلاثمائه (۳۹۲) وفات یافت اولیاء حضرت او با پسرش صمصام الدوله و شمس الملة مرزبان بیعت کردند. او به تدبیر ملک مشغول شد و ابوالفوارس شیرزاد که برادر او بود و از وی بزرگتر در بلده واشهر (؟) کرمان اقامت داشت چون خبر وفات پدر به او رسید به فارس آمد و نصربن هارون نصرانی را که وزیر عضدالدوله بود بگرفت و اموال و بقایای اعمال که در تصرف او بود بستد و به بصره رفت و روی به بغداد نهاد تا جای دیگر بگیرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۹۵، بنقل از تاریخ کرمان).
کلمات همقافیه با «واشهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر