معنی واشور
4 بازدید
(اِ) جامهٔ نهاده برای تبدیل جامه ای که در بر است. (از یادداشت مؤلف). جامهٔ اضافی برای تبدیل. گویند: دو جامه یا لباس ها شورواشور خریدم، یعنی تا یکی را در بر کنم و دیگری را بنهم و نگهدارم برای تبدیل. (از یادداشت مؤلف).(اِخ) دهی است از دهستان خدابندهٔ بخش قروهٔ شهرستان سنندج که در ۱۴ هزارگزی مشرق گل تپه و ۲ هزارگزی شمال وصله قرار دارد. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر با ۳۰۰ تن سکنه. و زبان مردم آن ترکی است. از آب چشمه و قنات مشروب میشود. محصول آنجا غلات و حبوبات و انگور و مختصری صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «واشور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر