معنی واشه
5 بازدید
[ شَ / شِ ] (اِ) پرنده ای مانند باز لیکن از باز کوچکتر. (برهان) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). باشه. باشق. واشق. واشک : پس اندر دوان هفتصد بازدار ابا واشه و چرغ و شاهین کار.فردوسی. و رجوع به باشه و باشق و واشک شود. || تاریکی که فرا میگیرد دشت و بیابان را در حوالی صبح. (ناظم الاطباء). در مأخذ دیگر دیده نشد.[ شَ ] (اِخ) دهی است از دهستان قره کهریز بخش سربند شهرستان اراک که در ۲۴ هزارگزی شمال شرقی آستانه و ۱۶ هزارگزی راه مالرو عمومی قرار دارد. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر که دارای ۲۵۰ تن سکنه است. از آب قنات و چشمه مشروب میشود. محصول آنجا غلات، بنشن، چغندرقند و انگور است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ شِ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش حومهٔ شهرستان نائین که در ۳۰ هزارگزی غرب نائین و ۱۰ هزارگزی جنوب راه شوسه اردستان به نائین واقع است. ناحیه ای است جلگه ای با ۷۴ تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «واشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر