معنی واسطی
6 بازدید
[ سِ ] (ص نسبی) منسوب به واسط یا واسط بلخ یا واسط مرزآباد و جز آن. رجوع به واسط شود.[ سِ ] (اِخ) احمدبن علی واسطی مکنی به ابوعبداللََّه منسوب به واسط مرزآباد است. وی از محدثان بود. (از لباب الانساب).[ سِ ] (اِخ) (ابوبکر...) رجوع به ابوبکر واسطی شود.[ سِ ] (اِخ) تقی الدین بن عبدالمحسن الواسطی مکنی به ابوالفرج الانصاری متولد به سال ۶۷۰ و متوفی به سال ۷۴۴. او راست تریاق المحبین فی طبقات خرقةالمشایخ الرفاعیین که به سال ۱۳۰۵ در مصر بطبع رسیده است. (از معجم المطبوعات).[ سِ ] (اِخ) سعیدبن ابی سعید مسلم بن ثابت الواسطی محدث. وی از مردم خراسان و مقیم واسط الرقة بود. (از لباب الانساب).[ سِ ] (اِخ) عیسی بن فاتک مکنی به ابوالنجم شاعر منسوب به واسط مرزآباد است و این شعر از اوست: و ما علی قدره شکرت له لکن شکری له علی قدری لان شکری السها و انعمه ال بدر فاین السها من البدر.(از لباب الانساب).[ سِ ] (اِخ) محمدبن الحسین الواعظ مکنی به ابوبکر محدث. وی از ابوالقاسم اسماعیل بن الحسین السنجبستی الفرائضی روایت کرده و از ابوسعدالسمعانی حدیث شنیده است و منسوب به واسط نوقان طوس (واسط الیهود) است. (از لباب الانساب).[ سِ ] (اِخ) قاسم بن قاسم بن عمر مکنی به ابومحمد رجوع به قاسم بن قاسم بن عمر... شود.[ سِ ] (اِخ) محمدبن الصدیق الواسطی. محدث از واسط بلخ بود و از سیف الدین هلال الاعور البلخی روایت دارد و علی بن الفضل بن الطاهر البلخی از وی روایت کند. (از لباب الانساب).[ سِ ] (اِخ) محمدبن القاسم بن ابی البدر الملحی شمس الدین الواسطی از شعرا و واعظان است. او را موشحاتی رقیق است. به سال ۷۴۴ هـ . ق. برابر، ۱۳۴۴ م. درگذشت. (از الاعلام زرکلی چ ۱).[ سِ ] (اِخ) محمدبن زیدالواسطی مکنی به ابوعبداللََّه از متکلمان بزرگ و از مردم واسط و ساکن بغداد بود و در همانجا درگذشت و از آثار او «اعجاز القرآن» و «الامامة» است. وفات وی به سال ۳۰۶ هـ . ق. است. (از اعلام زرکلی).
کلمات همقافیه با «واسطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر