معنی واریخته
6 بازدید
[ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) ریخته. بازریخته. دوباره ریخته. واریز شده. تفریغ شده. تسویه شده. رجوع به واریختن شود. || جائی که شیب آن از یکسوست نه از چندسو. (از یادداشتهای مؤلف): شیروانی واریخته (در اصطلاح بنایان). (از یادداشتهای مؤلف).
کلمات همقافیه با «واریخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر