معنی واریختن
5 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) ریختن. || باز ریختن. دوباره ریختن. واریز کردن. - واریختن حساب را؛ تفریغ حساب کردن با کسی. معلوم کردن حق هر یک از شریکین متعاملین. (یادداشت به خط مؤلف).
کلمات همقافیه با «واریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر