معنی واخواست

معنی واخواست

5 بازدید
[ خوا / خا ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) بازخواست. (آنندراج) (غیاث اللغات). مؤاخذه : نانش مفرست بیش کز تو واخواست کند به حشر یزدان.خاقانی. خاقانی وار خط واخواست بر عالم بوالعجب کشیدم.خاقانی. جز این از منت هیچ واخواست نیست که در یک ترازو دو من راست نیست. نظامی. واخواستی از تو بر دلم هست و آن را به گره نمی توان بست.نظامی. هرچه رضای تو بجز راست نیست با تو کسی را سر واخواست نیست.نظامی. حافظ به ادب باش که واخواست نباشد گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد.حافظ. || محاسبه. || مطالبه. (آنندراج) (غیاث). || اعتراض . (از واژه های نو فرهنگستان). || اصطلاحی بانکی است. و آن وصول نشدن چک سفته است به علت عدم پرداخت وجه مورد تعهد در چک و سفته از جانب متعهد.

کلمات هم‌قافیه با «واخواست»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ست» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید