معنی واخوان کردن
4 بازدید
[ خوا / خا کَ دَ ] (مص مرکب) مقابلهٔ مسوده با اصل. مطابقه. معارضه. رجوع به مقابله کردن و واخوان شود. || دوباره خواندن. (از یادداشتهای مؤلف). || قپانی را با قپان دیگر درست و راست کردن. (از یادداشتهای مؤلف).
کلمات همقافیه با «واخوان کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر