معنی واخواستن
4 بازدید
[ خوا / خا تَ ] (مص مرکب) بازخواستن. بازگرفتن : داد تو واخواهم از هر بیخبر داد که دهد جز خدای دادگر.مولوی. هرچه که نتوانی از آن خاستن زشت بود دادن و واخواستن.. طفل بود کز خرد ناتوان هرچه دهد بازستاند روان.امیرخسرو.
کلمات همقافیه با «واخواستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر