معنی وابلی
4 بازدید
[ بِ ] (ص نسبی) منسوب به وابل که جد یکی از طوایف عرب است. (از انساب سمعانی ورق ۵۷۵ الف).[ بِ ] (اِخ) محمدبن اسحاق بن محمدبن الطبل بن وابل الازدی الوابلی مکنی به ابوبکر -منسوب به وابل نیای بنی وابل - الانباری. از اهل انبار و از محدثان بود از احمدبن یعقوب القریحی حدیث سماع کرد. و ابوعبداللََّه محمدبن عبداللََّه الصوری از او روایت دارد و متذکر شده است که از او به سال ۴۱۸ هـ . ق. در انبار سماع کرده است و گفته است وفات وابلی هم در همانسال بوده است. (انساب سمعانی ورق ۵۷۵ الف). در کشف الظنون چ دوم ج ۲ ستون ۱۳۹۹ تحت عنوان «کتاب الانابة» او را چنین معرفی کرده است: «ابوبکر محمدبن اسحاق بن الطل من وابل المحدث متوفی به سال ۴۳۱ هـ . ق.».
کلمات همقافیه با «وابلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر