معنی وابن
4 بازدید
[ بِ ] (ع اِ) احد. یکی. گویند ما فی الدار وابن (ای احد)؛ کسی نیست در سرای. در خانه کسی نیست. و کذا ما فی الدار وابر. (تاج العروس) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). در مقام نبودن کسی در جایی ذکر شود.
کلمات همقافیه با «وابن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بن» برای سرودن شعر