معنی وابلة
6 بازدید
[ بِ لَ ] (ع ص) تأنیث وابل. رجوع به وابل شود. || (اِ) استخوان بندگاه زانو و سر بازو. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). || کرانهٔ کتف از سر بازو. || استخوانی است در بند زانو. || بازو. || سر زانو. || آنچه پیچیده باشد از گوشت زانو. (منتهی الارب). || نژاد شتر و گوسفند.[ بِ لَ ] (اِخ) ابن الاشفع. در تاریخ گزیده چ عکسی ص ۲۴ چنین آمده است: «وابلةبن الاشفع در سنهٔ خمس و ثمانین به شام درگذشت». ولی درست به نظر نمیرسد و ظاهراً تحریفی از وائلةبن الاسقع است. رجوع به وائلةبن الاسقع شود.
کلمات همقافیه با «وابلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر