معنی هوا یافتن
5 بازدید
[ هَ تَ ] (مص مرکب) هوا خوردن. فاسد شدن چیزی در مجاورت هوا. (یادداشت مؤلف). || تصرف کردن هوا در مزاج. (غیاث): با دم جان پرور شمشیر عادت کرده ست از دم عیسی هوا یابد دل بیمار من. صائب.
کلمات همقافیه با «هوا یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر