معنی هنرنامه
8 بازدید
[ هُ نَ مَ / مِ ] (اِ مرکب) سرگذشت بزرگان و هنرمندان : هنرنامه های عرب خوانده بود در آن آرزو سالها مانده بود.نظامی. قدر اهل هنر کسی داند که هنرنامه ها بسی خواند.نظامی.
کلمات همقافیه با «هنرنامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر