معنی هرگبذ
5 بازدید
[ هَ بَ ] (اِ مرکب) ارگبذ. ارگبد. (از ایران در زمان ساسانیان ترجمهٔ فارسی چ ۱ ص ۶۵). نگهبان و رئیس ارگ شهر. رجوع به ارگبذ شود.
کلمات همقافیه با «هرگبذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بذ» برای سرودن شعر