معنی هرگ
6 بازدید
[ هُ ] (ص) احمق و بی عقل. (برهان) (جهانگیری). || مبهوت. (برهان) (جهانگیری). مؤلف سراج آن را مصحف هزک و هزک را مخفف هزاک دانسته است. (از حاشیهٔ برهان چ معین، از نظام).
کلمات همقافیه با «هرگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رگ» برای سرودن شعر