معنی هرج و مرج
5 بازدید
[ هَ جُ مَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) در محلی گویند که جمعی ناموافق و بی اتفاق برخلاف هم کاری کنند و هر کرا آنچه از دست آید کند. (برهان). شلوغ پلوغ. بلبشو. فتنه و آشوب و بی انتظامی. (یادداشت به خط مؤلف): خراسان در هرج و مرج افتاد و ملک متزلزل شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).رجوع به هرج شود.
کلمات همقافیه با «هرج و مرج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر