معنی هراسه
4 بازدید
[ هَ سَ / سِ ] (اِ) از هراس +ه که پساوند است. (از حاشیهٔ برهان چ معین). آنچه مردم را بدان ترسانند. (برهان). || چوبی که در میان زراعت بر پای کنند و صورتها و چیزها بر آن نصب کنند تا جانوران زیانکار به جانب زراعت نیایند و آن را به عربی محذار گویند. (برهان).
کلمات همقافیه با «هراسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر