معنی هجهجة
8 بازدید
[ هَ هَ جَ ] (ع مص، اِ) حکایت آواز کردن وقت کارزار. (منتهی الارب). حکایت صوت الکرد عندالقتال. (اقرب الموارد). || زجر کردن شتر به لفظ هج. (منتهی الارب). || حکایت بانگ مرد که بر شیر بانگ زند. (اقرب الموارد). بانگ برزدن بر دده. (منتهی الارب). || پیاپی بانگ کردن شتر. || متابعت فحل را در هدیر وی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «هجهجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر